مرتضى راوندى

728

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

گزارشى ، دربارهء وضع املاك روم چنين مىگويد : « ساختمان خانه‌ها ، در نتيجهء حريق و فروش متوالى ، لاينقطع ادامه دارد . . . خريداران مدام خانه‌ها را خراب مىكنند و خانهء تازه را به سليقهء خود مىسازند . . . » با وجود ادارهء آتش‌نشانى و قانون ساختمان كه اوگوست وضع كرد ، خانه‌هاى سست و لرزان باز هم در روم زياد ساخته مىشد و خيلى زياد آتش مىگرفت و مىسوخت . بينوايان كه مسكن مناسبى نداشتند ، بيشتر اوقات ، از كار مرتب و ثابت نيز بىنصيب بودند . وقتى صلح رومى به اوج اقتدار خود رسيده بود ، آنطورى كه حدس زده مىشد ، نيمى از جمعيت پايتخت ، نان رايگان مىگرفتند . در ساير شهرهاى امپراتورى ، وضع به اين سختى نبود با اين وصف ، شك نيست كه امپراتورى روم هيچوقت نتوانست مسألهء بيكارى را حل كند ، و عدهء زيادى از مردم ، همواره از خيريهء دولت استفاده مىكردند . در امپراتورى روم نيز ، مانند دولتهاى هلنى ، فاصلهء زيادى بين سطح زندگى دولتمندان و بينوايان موجود بود ؛ اما امپراتورى ، حمام رايگان و « سيرك » رايگان را به صورت مسابقات فراوان ارابه‌رانان و نبردهاى گلادياتورها ، در اختيار تمام اتباع از فقير و غنى مىگذاشت ، اما شرطبندى در مسابقات ، آن اندك پولى را هم كه فقرا داشتند از چنگشان بيرون مىكشيد . مسابقات زورآزمايى در « كولوسوم » كه در آن بسيارى از گلادياتورها مىمردند ، جنبهء خشونت زمامداران رومى را آشكار مىساخت . « 1 » » راجع به علل انحطاط امپراتورى روم از ( 284 - 180 ميلادى ) صاحبنظران غربى ، نظريات مختلفى ابراز كرده‌اند ولى كمتر به علل اقتصادى و استثمارى شديد طبقات محروم و ابتدايى بودن طرز توليد توجه كرده‌اند : « بحران اجتماعى و اقتصادى امپراتورى تا حدى در نتيجهء هرج‌ومرج نظامى و در نتيجهء تقليل متولدان كه تعداد جمعيت و شماره ماليات‌دهندگان را كاهش مىداد ؛ و شايد در نتيجهء خشكسالى طولانى در شمال افريقا بود كه اراضى حاصلخيز غلات را خشكانيد . اضافه بر آن ، روم بواسطهء عقب‌ماندگى كشاورزى خود ، صدمه ديد ، طرق جديد براى كشت و زرع ، گاه‌به‌گاه ، كشف مىشد اما كشاورزان در به كار بردن آنها مسامحه مىكردند . بالاخره قوهء خريد غيركافى توده‌هاى مردم و سطح نازل زندگى ايشان ، از ترقى روم جلوگيرى كرد و موجبات فقر امپراتورى را فراهم آورد . در اواخر قرن هيجدهم ، ادوارد گيبون ، مورخ تعقلى انگليسى ، در كتاب مشهور خود ، انحطاط و سقوط امپراتورى روم ، در پيرامون علل انحطاط نوشت : « در تراژدى سقوط روم ، شخص بدكار ، همانا مسيحيت بوده است . » از آن زمان تاكنون ، پيروان گيبون مدعى شده‌اند ، كه هرچه اشاعهء مسيحيت در قلمرو امپراتورى افزونتر شد ، روح مدنى روميان بيشتر كشته شد . اين كيش توجه مردم را به زندگى پس از مرگ جلب كرد و از ماليات و خدمت نظام و ساير تكاليفى كه نسبت به دولت زمينى داشتند غافل ماندند . » « 2 » در اين‌كه مسيحيت توجه مردم را به زندگى آن جهانى جلب كرده است ترديدى نيست ؛

--> ( 1 ) . كرين برنيتون و ديگران ، تاريخ تمدن غرب و مبانى آن در شرق . ترجمهء پرويز داريوش ، ج 1 ، ص 103 - 102 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 106 - 105 ( به اختصار ) .